Showing posts with label سفید. Show all posts
Showing posts with label سفید. Show all posts

Thursday, December 20, 2012

يلدا مبارك!

Sunday, December 21, 2008

یلدای هشتاد و هفت

بمژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
.
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آندم که بی یاد تو بنشینم
.
جهان پیرست و بی بنیاد ازین فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
.
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
.
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم
.
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم
.
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا می کند در سر خیال خواب دوشینم
.
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
.
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم

Saturday, October 18, 2008

دنیای یه وری

دنیای من یه‌وری بود، یعنی به یک سمت خاصی کج بود، بعد الآن باز داره یه‌وری می‌شه، ولی یه جور یه‌وریِ دیگه‌. حالا چه فرقی می‌کنه کدوم وری بشه؟ به هر حال یه‌وریه. باید سعی کرد و جهد بلیغ نمود تا صاف شود. می‌خوام بگم اصن خدا با این صاف بودن مشکل داشته، شما کل دنیا رو بگرد، کدوم خیابونی کاملاً صافه؟ وقتی زمین رو کج‌ و معوج به وجود آورده، پس از من و شما چه انتظاری می‌ره؟ جز این که ما هم به این یه‌وری بودن خودمون ادامه بدیم... که اتفاقاً خیلی هم هیجان‌انگیزه و مایه‌ی تفریح و تنوع.