Tuesday, December 9, 2008

خزعبلات

میگه خدا خیلی بامزه ست. زندگی مثل یه پازلِ که در طول عمرت با ولع میخوای بچینیش. وقتی تموم شد میبینی که تصویر مرگ بوده. اما چیدن این پازل مثل بازی تخته نرد میمونه. باید تاس ریخت تا کامل شه.
میگم با این توصیفت همون کورسوی امید و آرزو رو هم که داشتیم فنا کردی تو!
میگه ای بابا تو که تازه میخوای با این اوضاع به ابدیت هم جهش بزنی!
میگم برو بابا مگه نمی‌بینی پشت این قفسِ اسیر شدم، اینا همش توهمات یه انسان روشنفکر نماست!
ولی خدائیش خدامون هرچی هم که نباشه، بامزه که هست :)